روز مرگم هر که را شیون کند از دورو برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
مزد غسال مرا سیر؛ شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلمه تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت
دکتر شریعتی چه عاشقانه گفت:
من تو را دوست می دارم
تو دیگری را
و دیگری, دیگری را
و اینگونه است که ما تنهایم!!!!!!!!!!!
دختــــــر افســــونگر زیبا چشــــمی که ابروانـــش بــــی شـــــباهت به خنـــجر بران نیـســــــــت
دل من شوریده حال را با تیر نگاهش شکار کرد, ومیان دستان ظریفش چنگ زنان با خود برد.
به او گفتم با دل زخم دار من چکار خواهی کرد ؟
گفت:به دورش می اندازم
گفتم:پس چرا شکارش نمودی؟
گفت:می دانی شکارچی بی رحم است , شکار می کند ولی هرگز به شکار خود دل نمی بندد.
شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند
به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن
شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند كاين مرغ شيدا
كجا عاشقي
كرد ؛ آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا
بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو
روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو دريا ي من بودي آغوش
واكن
كه ميخواهد اين قويي زيبا بميرد




من تموم قصه هام قصه توست ...... اگه غمگین اون از غصه توست
یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی ...... بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو ندیدی
دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن ...... اونا با دندون تیز به کمینت نشینن
الهی من فدای تو چیکار کنم برای تو ...... اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو
یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی ...... پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا ...... غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکرو خیالت ...... من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگین اون از غصه توست ...... یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارونو تگرگ میومد از آسمون ...... بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت
که یه وقت خیس نشه یخ کنه بالو پرت ...... نشکنی زیره تگرگ نریزه از تو یه برگ
من تموم قصه هام قصه توست ...... یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی
اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی ...... آره پروانه شدم که پرام سوخته شه
که آتیش دل تو به دلم دوخته شه ...... که بسوزه پرو بالم که راحت بشه خیالم
دارم از تو مینویسم که غم داره نگات ...... اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات
انقده میگم تا خسته شم با عشق تو شکسته شد

عشق يعني هر اس ام اس كه بهت مي رسه اميدواري از اون باشه
عشق يعني براي هركسي كه مي خواي اس ام اس بزني اشتباهي واسه اون مي فرستي
عشق يعني دنبال يه موضوع مي گردي كه واسه اون اس م اس بزني
عشق يعني دايم موبايلتو چك مي كني كه نكنه از اون SMS رسيده باشه
عشق يعني همش فكر مي كني موبايلت داره تو جيبت مي لرزه ولي وقتي نگاه مي كني مي بيني خبري نيست
عشق يعني شبهاي كه اس ام اس ها نمي رسن واقعا اعصابت خورده
عشق يعني يك اس ام اس رو هم به خط همراه اولش مي فرستي هم به ايرانسلش هم به تاليا و...
عشق يعني هر وقت يه اس ام اس دير مي رسه چند بار ديگه سند مي كني شايد اونا زودتر برسن
عشق يعني پشت سر هم تك مي زني تا اس ام اسها برسن
عشق يعني گاهي وقتها هيچ حرفي واسه گفتن نداري اس ام اس خالي مي فرستي كه بفهمه به يادشي
عشق يعني هر جايي كه يه جمله عاشقانه يا زيبا ديدي سريع واسه اون اس ام اس مي كني
عشق يعني قبض موبايلت فقط مخابراتو خوشحال مي كنه
عشق يعني دوهزار اس ام اس در ماه
عشق يعني بيماري اي كه مي گن دچارش شدي
عشق يعني اعتيادي كه همه مي گن به اس ام اس داري